صفحه کنونی: مقاله مطالب عمومی راهکارهای آموزشی برتر در کیفیت تدریس در دوره ابتدایی

راهکارهای آموزشی برتر در کیفیت تدریس در دوره ابتدایی

امروزه فضای کلاسهای مدارس بطور فزاینده ای متنوع شده است. ساختارها و مدل های فنی آموزشی، نه تنها به درد همه بچه هایی که وارد مدرسه می شوند، نمی خورد، بلکه نمی گذارد تا تمامی استعدادهای بالقوه شان که موجب موفقیت آنها در مدرسه، محل کار و زندگی می شود شکوفا گردد و این باور بسیاری از معلمان ، کارکنان مدارس، نظام آموزشی، سازمانهای تخصصی فراگیر و نیز تعداد زیادی از والدین کودکان است.
جامعه مربیان ، تلاش می کنند تا راههایی را برای رفع نیازهای گوناگون دانش آموزان بیابند. آینده جامعه ما و آموزش عمومی، تا حدی در گرو توانایی اعضای جامعه مربیان، در توسعه و اجرای روشهای صحیح آموزش به تمام کودکان است.
معلمان، باید برای توسعه، اجرا و ارزشیابی یک برنامه درسی مناسب و راه کارهای آموزشی پیشرفته، فرصتهایی را در اختیار داشته باشند تا بتوانند نگرش سنتی طبقه بندی کودکان و آموزش آنان را تغییر دهند.
ما چه طرفدار جوامعی باشیم که در پی الگوهایی جدیدی مانند ساختارهای فاقد طبقه بندی کودکان و حذف محدودیت سنی و کلاسی اند و چه آنهایی که الگوی رده بندی را در مدارس قبول داشته و چالشهای چندگونگی را می پذیرند، بهرحال باید فلسفه و باورهای خود را در مورد فرآیند آموزش کودکان، پیوسته به آزمایش بگذاریم تا مطمئن شویم که همه آنها در قالبی صحیح، در روند توسعه و با عنایت بر ساختاری نوین در جهت یادگیری کودکان خواهد بود.
چهار راه کار آموزشی و تربیتی که در ذیل به شرح و طرح برنامه آنها می پردازیم بینش ما را در مورد کودکان، وسیع تر کرده و کیفیت تدریس و فراگیری را در آنان بالا میبرد به گونه ای که بکارگیری آنها در آموزش ابتدایی و سالهای بعد نیز موفقیت آمیز خواهد بود:

1- هوش چندگانه و راههای مختلف شناخت آنان:
« هواردگارنر» در رابطه با هوش چندگانه می گوید: مردم ذاتاً دارای هر دو زمینه ضعف و قوت هستند. استعداد و توانایی موجود در آنان، صرفاً در زمینه برنامه درسی، زبان و اعداد و ارقام ریاضی( که هدف اصلی بسیاری از آموزشها، ارزشیابی ها و گزارشهاست) متمرکز نمی شود، بلکه این توانایی ها از طریق پنج روش شناختی دیگر، در زمینه رشد بررسی می شوند. این روشها عبارتند از: شناخت اعمال حرکتی بدن، شناخت امکانات مکانی، موسیقی شناسی، شناخت عوامل درون فردی و بین فردی.
نظریه« گاردنر» در عین سادگی، به این فرض بنیادین اشاره دارد که کودکان با یکدیگر متفاوتند و بیش از آنچه تاکنون در مورد آنها تصور می شد، قابلیت و توانایی دارند.
نظریه دیگری که مبتنی بر تفاوت افراد است می گوید که مردم از مبتدی تا مجرب در همه زمینه های آموزش و رشد، پیوسته در حال فراگیری هستند.
اگر ما به راستی بپذیریم که کودکان با هم متفاوتند و هر کدام از آنها دارای ویژگی های منحصر به فردی هستند و اگر بینش وسیع تری نسبت به مفهوم هوش پیدا کنیم و آنچه را که به ما آموخته می شود به درستی درک کنیم می توانیم به نتایج چشمگیری برسیم. به نظر می رسد بیش از این نمی توان برنامه درسی دانش آموزان را با برگزاری یک یا دو هفته ای فعالیت که مستقیماً توسط معلمان اداره می شوند اداره کرد. به نظرمی رسد چنین دوره هایی جهت و مقصد مشخصی ندارند ضمن آنکه ما نمی توانیم دروس را به خواندن، نوشتن و ریاضیات محدود کنیم و یا از تمام کودکان، انتظار انجام کارهای مشابه را در زمانهای مساوی داشته باشیم.
هنگامی که کودکان را در یک کلاس ( که ترکیبی از کودکان مبتدی و پیشرفته است) دور هم جمع می کنیم تا مدتی طولانی در مورد سئوال و یا مهارتی بیندیشند و ذهنشان درگیر آن شود، باید مراحل گذر از یک مرحله به مراحل بعد را نیز فراهم کنیم. در سال 1987 Kohlberg,Devries چهار مرحله برای چرخه آموزش طرح ریزی کردند که عبارتند از: آگاهی، کاوش، تحقیق و کاربرد.
کودکان ابتدا، پس از آگاهی از یک موضوع، به دانسته ها و تجربیاتی که از قبل درباره آن داشته اند، پی می برند. آنها سوالات زیادی را مطرح می کنند، برخی از پاسخ ها را طراحی می کنند و در مورد آنچه به دنبال آن هستند تصمیم می گیرند و در آنچه آموخته و فهمیده اند با یکدیگر شریک می شوند.

2- روش پروژه ای:
کامل ترین، متوازن ترین و عملی ترین مدل برای تکمیل نظریه« گاردنر»، روش پروژه ای است که توسط katz و chard در سال 1989 مطرح شد. این روش بر مبنای تاریخچه ای طولانی در کار پروژه ای فرآیند گرا و تمرکز بر تعلیم و تعلم تلفیقی در آموزش خردسالان استوار است. در این روش دانش آموزان به کارکردن در دروسی که با همکاری معلمان آنها انتخاب شده است، ترغیب می شوند. انتخاب این دروس، براساس نیاز مدارس و نظام آموزشی حاکم بر آنها صورت می گیرد.
دروس می توانند ماهیتاً ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر داشته باشند. اگر آموزش و پرورش منطقه ای بخواهد روی مهارتها و حوزه های آموزشی خاصی( از قبیل ریاضیات، خواندن، نوشتن و تلفظ لغات) تمرکز داشته باشد با این روش قابلیت انطباق با زاویه خاصی از برنامه درسی فراهم می شود. شاید بزرگترین نقطه قوت در روش پروژه ای، همین سازگاری و قابلیت انطباق آن با برنامه های آموزشی باشد.
روش پروژه ای، یک راهنمای عینی و آشنا به منظور سازماندهی دروس آموزشی هدفدار ، اجتماعی و فعالی است که به دانش آموزان فرصت می دهد تا در مورد جهت ، اجرا و ارزشیابی آموخته هایشان تصمیم بگیرند.
روش katz وchard معلمان و دانش آموزان را در محیط کلاس تشویق می کند تا مانند دانشمندان درگیر مطالعات علمی شوند.
آگاهی اولیه در مورد یک ایده یا مهارت، از طریق مباحث پویا، سیال سازی ذهن، نظم دادن به افکار و به اشتراک گذاشتن تجربیات حاصل می شود. بنابراین معلمان و دانش آموزان کنجکاو شده و سوالاتی را مطرح می کنند که زمینه ساز تحقیقات بعدی می گردد.
آنچه که روش پروژه ای را از دیگر روش ها و فرآیندهای مربوطه متمایز می سازد آن است که این روش، دانش آموزان را به شرکت در بحث و ابداع شیوه های تحقیق در زمینه موضوعات انتخابی و ارایه روش های ابداعی برای بررسی سوالاتی که مطرح شده و یا بعداً مطرح خواهد شد، ترغیب می کند.
پروژه های پیشنهادی برای گروه یا تمامی دانش آموزان کلاس طوری طراحی شده و مورد بحث قرار می گیرند که به دانش آموزان مجال طرح سوال می دهد. بعلاوه اینکه آنان می توانند برداشتها و آموخته های خود را ابراز کرده و به کار بگیرند.
ممکن است برخی از فعالیتها، تجربیات و پروژه ها که توسط معلم در طی دوره آموزش درسی مطرح می شوند، قابل بحث و نقد نباشند و با این وجود محرکهای مهم و موثر برای کودکان آنهایی هستند که در زمینه تصمیم گیری برای رشته تحصیلی داشته و با موضوع مورد نظر قابل ارتباط باشد و کودکان را فعالانه و دسته جمعی در معنا بخشیدن به مفاهیم و مهارتها یاری کند.

3- کارگاه نگارش:
به کارگیری فرآیند نگارش طی دهه های متمادی بسیار تبلیغ و ترویج شده است. راه اندیشیدن درباره تدریس نگارش با استناد از کارگاه نگارش اولین بار توسط Calins و Graves از سال 1983 رواج یافته که امروزه در کلاسهای درسی از آن استفاده می کنند.
از نظر معلمان و دانش آموزانی که روش کارگاهی را مورد استفاده قرار می دهند، مطلوب ترین و جذاب ترین ساعات درسی هنگامی است که در کارگاه شرکت می کنند. کارگاه نویسندگی مکانی است که در آن بوسیله لغات نوشته شده و از طریق نکات و افکار مهم می شود به شناخت فردی دست یافت.
موضوعات و انگیزه های نگارش، در جریان یک پیوستگی میان معلم و شاگرد شکل می گیرد. عمده ترین منابعی که به کودکان دبستانی انگیزه نوشتن می دهد زاییده تجربیات و افکار خودشان است.
نوشته هایی که موضوع و دلایل نگارش آنها صرفاً توسط معلمان هدایت و محدود می شود معمولاً به کاری خسته کننده در قالب رفع تکلیف تبدیل می گردد که کودک تنها برای خشنودی معلم با دریافت جایزه، نمره خوب و یا لبخند رضایت معلم آن را انجام می دهد.
کاربرد دانش و مهارتهای جدید در زمینه های آموزشی( مانند نگارش) کار بسیار دشواری است. لذا نباید بگذاریم انشاء ( نگارش) به یک کار پشت میز تبدیل شود بلکه باید آن را با زندگی عجین بدانیم تا بتوانیم فضایی دوستانه را در کارگاه نگارشمان به وجود بیاوریم.
زمان کارگاه، بسته به سن دانش آموزان، فصلهای سال و سایر مقتضیات کلاس درس از 45 دقیقه تا 2 ساعت متغییر است این زمان در ابتدا با 5 تا 8 دقیقه خلاصه درس آغاز می شود که توجه کلاس را به نمونه هایی از نوشته ها و عقاید شاگردان، بازنگری و انعکاس قطعاتی از ادبیات دانش آموزان و یا مهارتهایی که تواناییهای تکنیکی آنها را در نگارش افزایش می دهد، جلب می کنند.
معلمان در طی ساعات کلاس، در مورد محتوا، روند و ارزشیابی نوشته ها با شاگردان به بحث و گفتگو می پردازند. تمام تلاش معلم در این بحث این است که ابتدا به حرفهای دانش آموز گوش دهد و سپس به نحوی که دانش آموز افکار خود را بر روی مسایل متمرکز می کند، به وی پاسخ دهد.پاسخ باید در صورت لزوم به گونه ای باشد که دانش آموز ایده ها، کتاب یا مهارتهای جدیدی کشف کند تا به وی در پیشرفت افکار نگارش یاری رساند.
کارگاه، مکان مناسبی برای همه سنین است. به گونه ای که فرد در عین آموزش انشاء نویسی از طریق نویسندگی و فهم افکار مهم رشد می کند.

4- نظام اشاره ای:
معلمان باید آموزش خواندن را کامل تر کنند، چه متون مورد مطالعه کتابهای درسی باشد و یا کتابهای دیگر. هدف معلمان در این روند، غالباً به چگونگی ارزیابی سطح آموزشی دانش آموزان از لحاظ توانایی خواندن و سپس تطابق کودک با متن معطوف می گردد، بطوری که خود کودک در حاشیه این جریان قرار می گیرد. در این روش بیشترین تمرکز بر موضوع مورد مطالعه کودک و تعیین میزان توانایی او در خواندن قرار دارد و کمتر به نوع برخورد کودک با واژه های جدید متون توجه می شود.
ماری کلی(Marie clay) ابداع کننده برنامه مطالعه فراگیر در سال 1979 بوده ایشان مدعی است که آنچه را کودکان می توانند انجام دهند در آموزش مطالعه فرا می گیرند که توسط معلمان ساخته و پرداخته می شود. ایشان معتقد است که اگر چه کودکان به ظاهر دو نظام اصلی اشاره ای و تقلید حروف را به کار می گیرند، ولی حداقل دو شیوه دیگر نحو و نشانه های بصری نیز وجود دارند که مورد استفاده قرار می دهند.
در پایان اشاره می شود که همانطور که دست اندرکاران امور آموزشی و تربیتی درپی یافتن راههایی برای وادار کردن هر کودک به آموختن و شکوفا نمودن استعدادهای نهفته خود از طریق راههای معنادار و متناسب با سن او هستند معلمان هم باید در همین راستا با کمک یکدیگر در پی پیشبرد بهترین راههای عملی باشند تا اینکه چالش های سر راه هموار شوند.
جمله نهایی این است که « ما همواره باید تمرکز و توجه خود را بر کودکان( دانش آموزان) حفظ کنیم».

نام محقق: محمود رضا پسرکلو-دانشجوی فراگیر مرکز تربیت معلم شهید بهشتی گنبد
منبع تحقیق: http://www.sce.ir/
نویسنده: دیوید بورچ فیلد( David BURCHFIELD )
مترجم: محمد علی قاسمی( کارشناس شورای عالی آموزش و پرورش )

کلمات کلیدی: تدریس ابتدایی، تدریس دوره ابتدایی، تدریس خصوصی ابتدایی، کیفیت تدریس در دوره ابتدایی، نحوه تدریس ابتدایی، چگونگی تدریس دوره ابتدایی

بازدید: 4546
افزودن نظر
نام
نظر خود را درباره این مطلب بنویسید
Security Image
کد امنیتی فوق را وارد نمایید.
مروری بر مقالات
پر بیننده های مقالات
کلمات مرتبط

موفقیت تحصیلی موفقیت در کنکور موفقیت مالی مطالعه صحیح مطالعه درست مطالعه اصولی برنامه ریزی درست برنامه ریزی اصولی موفقیت در تحصیل مقالات علمی بازارکار استخدام نمونه سوال آزمون استخدامی افزایش معدل ارتقاء معدل مطالب علمی موفیت کنکور انتخاب رشته صحیح رتبه برتر کنکور

کد قرار دادن بنر ایران مدرس در سایت شما
ثبت بنر در ایران مدرس